برگرفته از ترویج کشاورزی ( ون دن بن و هاوکینز)

 

یافته های پژوهشی کشاورزی اگر مورد پذیرش کشاورزان قرار نگیرد کاربرد چندانی نخواهد داشت . متاسفانه تنها اثر بسیاری از پژوهش ها تولید یک مقاله در مجله های علمی یا گزارشی است که در قفسه کتابخانه ای خاک می خورد. زیرا هیچ ارتباط موثری میان پژوهش و ترویج وجود ندارد.

هاولاک سه الگو ابداع کرده است که در تحلیل چگونگی عملکرد این پیوند مفید است.

 

1- الگوی پژوهش ، توسعه و نشر

از الگوی پژوهش ، توسعه و نشر هاولاک غالبا در صنعت استفاده می شود ، در این الگو از موارد زیر صحبت می شود:

-         پژوهش بنیادی

-         پژوهش کاربردی

-         توسعه

-         نشر

 

ابداع لامپ مهتابی جدید به پژوهش بنیادی فرایندهای تخلیه الکتریکی گازهایی معین ، پژوهش کاربردی مدیریت این فرایند ها و توسعه فنون کارامد تولید نیاز داشت . نشر وظیفه بخش بازاریابی است که در ان نیز تاثیر چشمگیری بر توسعه واقعی امکانات فراهم شده توسط پژوهش دارد.

نشر برای برخی محصولات صنعتی مشکل واقعی به شمار نمی رود . به طور مثال به ارتباط گسترده و برنامه های اموزشی نیاز نبود تا به مردم گفته شود برای تولید نور ، لامپ مهتابی نسبت به لامپ های معمولی برق کمتری مصرف می کنند. به هرحال حدود 90 درصد نواوریهای توسعه یافته در صنعت در ترغیب خریداران برای سوداور کردن تولید ناموفق بودند.

 

2- الگوی تعامل اجتماعی

الگوی دوم یعنی الگوی تعامل اجتماعی بر نشر نواوریها تاکید می ورزد. این نشان می دهد که رسانه های جمعی نقش مهمی در ایجاد اگاهی از وجود چنین نواوریها دارند. ولی اکثر افراد انقدر منتظر می مانند تا نواوری را با دیگران که قبلا ان را تجربه کرده اند به بحث گذارند انگاه ان را بپذیرند . در این الگو فرض بر ان است که نواوریهایی توسعه می یابند که برای تعداد زیادی از افراد سود اور باشند . پژوهش در میان کشاورزان نقش مهمی در توسعه این الگو داشته است .

 

3 – الگوی حل مسئله

الگوی سوم یعنی الگوی حل مساله با فردی که با یک مشکل روبرو است اغاز می گردد نه با پژوهش یا نواوری . کشاورزان برای حل مساله خود به اطلاعات نیاز دارند . بخش از اطلاعات از مجموعه یافته های پژوهشی موجود و یا از پژوهش های جدیدی که برای حل این مسئله اجرا می شوند به دست می ایند . بخشی دیگر از اطلاعات از کشاورزان و خانواده هایشان به ویژه از انچه که به تجربیات و اهداف انها مربوط بوده ویا از کشاورزان دیگر به دست اورده اند ، نشات می گیرند. فرزند کشاورز ممکن است پس از ترک مدرسه به پدرش بپیوندد در این صورت کشاورزی باید از طریق زمین یا استفاده بهتر از آن گسترش یابد تا برای دو نفر درامد داشته باشد.

پژوهش ، شاخصی از درامد به همراه احتمال خطر قابل انتظار از هر یک از راههای ممکن را به دست می دهد . ولی درباره علاقه خانواده کشاورز به فعالیتهای مختلف یا پیامدهای ارتباطات انها با دیگر اعضای جامعه اطلاعاتی به دست نمی دهد. این الگو در تحلیل چگونگی رسیدگی به کشاورزان متعددی که با مشکلات مشابه مواجه اند چندان مفید واقع نمی شود.

 

 

 

نمی توان گفت که کدامیک از این الگوها صحیح و کدامیک غلط است ، هریک از انها برای تحلیل مسئله ای که تحت شرایط معین با انها مواجه هستیم مفیدند.

یک سازمان ترویج می تواند نقش مهمی در دو الگوی اخر داشته باشد . نقش اصلی در الگوی دوم ، نشر یافته های پژوهشی در میان کشاورزان است . نقش اصلی درالگوی سوم کمک به کشاورزان در تشخیص دقیق ماهیت مساله و یافتن یا توسعه اطلاعات لازم برای حل ان است. مروجان در الگوی نشر به عنوان کارشناسانی عمل می کنند که به کشاورزان دانش جدید را می اموزند در حالی که در الگوی حل مساله بیشتر به عنوان راهنما عمل می کنند که به کشاورزان کمک می کنند تا تصمیم بگیرند به کدام راه بروند. مروجان باید بیاموزند کدامیک از این نقش ها را اجرا کنند ، به طور ایده ال انها باید بتوانند هر دو نقش را ایفا و نقش مناسب تر یا تلفیقی از هر دو نقش را بر حسب شرایط انتخاب کنند.

از الگوی تعامل اجتماعی در سالهای اخیر کمتر استفاده شده است ، در حالی که استفاده از الگوی حل مساله فزونی یافته است . این از ان رو است که ما از پیامدهای نامطلوب بسیاری از نواوریها اگاه تر هستیم و حقیقت این که دانش و تجربه کشاورزان یک منبع بسیار مهم برای توسعه راهکارهای خوب برای مشکلات انان محسوب می شود . ممکن است عده ای در این جهت زیاده از حد پیش رفته باشند و سهمی را که پژوهش کشاورزی می تواند در این زمینه داشته باشد ، کمتر از حد واقعی ان براورد کرده باشند.

بیشتر سازمانهای ترویجی در کشورهای کمتر صنعتی از الگوی تعامل اجتماعی پیروی می کنند ، ولی ممکن است لازم باشد تا به الگوی حل مساله بیشتر بیندیشند . از این رو است که فقط کشاورزان و خانواده های انان هستند که باید درباره بهترین راهکار برای بسیاری از مسائل و مشکلات خود تصمیم گیری کنند ، به ویژه زمانی که پای ارزشها در میان باشد . به طور مثال ، برای افزایش تولید مزرعه چه میزان پول باید وام گرفته شود  علاوه بر این بخش از اطلاعات مورد نیاز برای حل یک مساله کشاورزی غالبا باید از خود کشاورزان دریافت گردد.