برگرفته از کتاب ترویج کشاورزی ( دکتر محمود حسینی ، دکتر محمد چیزری )

 

UNDP  ، ترویج کشاورزی را به عنوان یک استراتژی اصلی تلقی می کند که در مراحل توسعه کشاورزی از جمله انتقال تکنولوژی و توسعه منابع انسانی در بین کلیه گروههای کشاورزی کشورهای در حال توسعه ، موثر است . در صورتی که پیام ترویج و راهبرد اشاعه آن ، این باشد که کشاورزان خرده پا و معیشتی به ویژه زنان و خانواده های جوان را در برگیرد ، در این صورت می توان نیروی مثبتی در کاهش فقر و توسعه همه جانبه کشاورزی باشد. هدف اصلی و عمده چنین روشی بایستی این باشد که به کشاورزان کم درامد کمک نماید تا در گروههای فعال کشاورزی سازمان و تشکل یافته و دسترسی انها را به تکنولوژی جدید و منابع دیگر افزایش دهد.

در هنگام کمک به دولتها یا حکومتهای ملی جهت تقویت سازمانهای ترویج خود ، بایستی از روش حل مساله استفاده شود. در چنین روشی سیستم فعال ترویجی باید به طور سیستماتیک مورد ارزیابی قرار گیرد تا مشخص گردد که چه بخشهایی از ان به طور رضایت بخش کار می کنند و چه مشکلات و موانع یسبب محدودیت عملکرد سازمان می شود. یک تجربه و تحلیل سیستماتیک مسایل زنان نیز بایستی در سطح سازمان ، خط و مشی ، عملیات و استراتژیک منظور گردد تا به مشکلات مهم جهت هرگونه اقدام مقتضی ، اولویت داده شود.

UNDP  اعتراف می کند که رهیافتهای مختلفی برای ترویج وجود دارد که هر کدام از این روشها دارای محاسن و معایب خاص خود می باشند . اما هیچ یک از این رهیافتها ، بهترین تلقی نمی شود، اما هر یک از این روشها با توجه به اهداف دولت ، می تواند نقش مفید و ارزنده ای را در کشاورزی و مراحل توسعه روستایی ایفا کنند. به طور کلی ، روش UNDP ، به جای این که رهیافت جدیدی را توصیه کند که به طور اجتناب ناپذیری دارای مشکلات مخصوص خود می باشد باید سیستم های موجود ترویج ملی را تقویت کرد. سرانجام این که هدف کلی یک روش حل مساله بایستی این باشد که در براوردن نیازهای ارباب رجوع به ویژه اکثریت کشاورزان خرده پا و معیشتی در هر جامعه روستایی پاسخگو باشد. چنین استراتژی بر اساس خط مشی های عملیاتی و روشهایی باشد که در قسمت های اینده عنوان گردیده اند.

 

1- ترویج کشاورزی به عنوان یک مسئولیت ملی

پیشرفت در تقویت سازمانهای ترویج ملی فقط زمانی تحقق می یابد که در ترویج به عنوان یک اولویت ملی در مراحل توسعه کشاورزی تلقی شود. اولویت ملی را می توان با بررسی خط مشی سازمان و به ویژه قانون مصوبه مجلس برای ترویج کشاورزی و تعهدات مالی ، تعیین کرد. دو عامل فوق الذکر با همدیگر کمک می کنند تا معلوم شود که دولت به شدت در مقابل ترویج کشاورزی و نقش ترویج در مراحل توسعه روستایی متعهد می باشد یا نه ؟

در ارتباط با خط مشی کلی ، ایا ترویج کلا به عنوان مکانیسم انتقال تکنولوژی به منظور افزایش تولیدات کشاورزی به ویژه در میان کشاورزان تجاری بزرگ تلقی می شود؟ و ایا ترویج عمدتا به عنوان یک سرمایه گذاری ملی در تمام خانواده های کشاورزی تلقی می شود یعنی انگونه سرمایه گذاری که کلا سبب توسعه کشاورزی از طرییق انتقال تکنولوژی و توسعه منابع انسانی می گردد؟ در ارتباط با تعهدات مالی ، لازم است که بودجه وزارت کشاورزی به منظور ارزیابی تعهدات دولت هم در مقابل بخش کشاورزی و هم در برابر ترویج کشاورزی ، مورد بررسی قرار گیرد؟ هر دو شاخص ، با استفاده از اطلاعات ادواری ، اطلاعات دست اولی را ارائه خواهد داد که مستقیما منعکس کننده تعهدات دولت در برابر توسعه کشاورزی و سازمان ترویج کشاورزی می باشد.

به طور کلی ، منابع  UNDP  بایستی به منظور افزایش و تقویت تعهدات کشور عضو در مقابل ترویج کشاورزی ، به ویژه توسعه فراگیر کشاورزی باشد. برای انجام این مهم ، منابع UNDP  از نظر استراتژیکی صرف کمک به سازمان ترویج ملی می شود تا این سازمان بتواند به گروههای خاص مورد نظر توجه داشته و نیازهای انان را براورده سازد.

 

 

2- هدف گیری برنامه ها ومنابع ترویج

در صورت نیاز ، منابع UNDP  بایستی به منظور شناسایی و جمع اوری اطلاعات درباره گروههای عمده کشاورزی هر منطقه از کشور ، خانوارهایی از قبیل کشاورزان جوان ، خانوارهای کشاورزی که زنان سرپرستی انها را برعهده دارند و کشاورزان بی زمین و دیگز گروههای محروم معمولا از چشم بیشتر کارکنان ترویج و توسعه کشاورزی دور می مانند، استفاده شود. با توجه به این که کشاورزان کوچک اساسا فاقد قدرت لازم جهت تحت تاثیر قرار دادن اولویتهای تحقیقات و ترویج کشاورزی می باشند ، لذا سهم ناچیزی از خدمات و منابع دولت را دریافت می نمایند. بنابراین اولین قدم در مورد کمک به این گروهها ، مطالعه بیشتر در مورد انها و نیازهایشان می باشد تا اطلاعات جمع اوری شده بعدها به طور گسترده در ترویج و دیگر سازمانهای توسعه کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.

اصولا بایستی ارزیابی سریع روستایی (RRA)  به منظور جمع اوری اطلاعات کافی جهت مشخص کردن گروههای عمده کشاورزی موجود در یک منطقه یا محل مورد انجام ش.د. ارزیابی سریع روستایی را می توان با یک بررسی عمیق وضعیت پایه تعقیب نمود که در این صورت اطلاعات مفصلی را جهت تعیین محتوای پیام و استراتژی انتقال تکنولوژی تامین خواهد نمود. این اطلاعات کلی بایستی به تفکیک جنسیت و دیگر عوامل اقتصادی اجتماعی به دست اید تا مشخص شود که ایا سازمان ترویج تقویت شده تاثیر مثبتی بر گروههای مورد نظر کشاورزان دارد یا خیر ؟

وقتی که این گروههای مختلف هدف شناسایی شدند و نیازهای انها به طور اصولی تشریح گردید، سپس می توان سرمایه گذاری برنامه ای را به منظر افزایش توانایی ترویج در ارتباط با ارائه خدمات به این گروهها انجام داد. به عنوان مثال ، سرمایه گذاری در تحقیق ترویج نظامهای زراعی (FSR\E)  مستقیما سبب تقویت روابط بین تحقیق و ترویج ، بهبود و توسعه تکنولوژی و انتقال ان به کلیه گروههای عمده کشاورزان می شود.

تیم های FSR\E ، باید اولا نظامهای عمده کشاورزی موجود در یک منطقه را طبقه بندی کرده و ثانیا توصیه های فنی را که مناسب این نظامها و منعکس کننده اعطای منابع به کشاورزان کوچک می باشد ، تطبیق داده و یا ارائه می نماید.

نتیجه فعالیتهای FSR\E بایستی سبب شود که نهاده های کمتری استفاده شود و تکنولوژی جدید و پایدار در حالی که سبب ذخیره منابع طبیعی خانواده های کشاورزان کوچک می شود ، بهره وری و درامد انها را افزایش دهد.

 

 

3- منابع خارجی به عنوان مکمل منابع ملی

حکومتهای ملی با وجود این که دارای منابع خیلی محدودی هستند ، در ارتباط با توسعه مواجه با مشکلات بزرگی می باشند که باید حل شود. دولت ها به منظور توسعه و گسترش منابع موجود ، گاهی در مورد پروژه های بزرگ اهدایی ، اعتبار خارجی را جایگزین منابع ملی می سازند. لذا نتیجه کلی این می شود که موسساتی مانند ترویج وابسته و متکی به منابع خارجی گردد. لذا ، وقتی بودجه اعطایی تمام شود ، چنین موسساتی در مقابل ناتوانی سیستم ، اسیب پذیر می باشد.

منابع UNDP  بایستی صرف تکمیل و تقویت توانایی ترویج در اجرای برنامه های موثر اموزشی و فعالیتهای انتقال تکنولوژی مربوط شود. لازم است که چنین پیشرفتهایی پس از پایان سرمایه گذاری پروژه باقی مانده و حفظ شود. چنین سرمایه گذاری هایی ، باتوجه به محدودیت های فوق الذکر ، می توان به یک یا چند مورد از مسایل زیر متمرکز باشد:

 

الف ) تقویت ظرفیت و توانایی منابع انسانی ترویج از طریق :

-         بالا بردن صلاحیت های حرفه ای پرسنل ترویج

-         بالا بردن مهارت های فنی و دانش مرتبط با شغل مروجان صحرایی از طریق اموزش های زمن خدمت

-         جذب زنان بیشتر برای سازمان ترویج به ویژه در پست های اداری ، نظارت وسمتهای کشاورزی

 

ب ) بهبود مدیریت ترویج از طریق :

-         بهبود روشهای مدیریت پرسنلی از جمله شرح وظایف ، استاندارهای عملکرد ، نظارت منظم و ارزیابی

-         ایجاد یک نظام پاداش حرفه ای و تخصصی بر اساس عملکرد

-         نصب سیستم اطلاعات مدیریت ( مالی وپرسنلی ) کامپیوتری

-         تقویت توانایی و ظرفیت ارزشیابی و کنترل

-         انتشار یک خبرنامه یا مجله تخصصی

 

ج ) تقویت ظرفیت و توانایی ترویج جهت دسترسی به ارباب رجوع مورد نظر از طریق :

-         انجام ارزیابی سریع روستایی و بررسی های پایه به منظور شناسایی گروههای عمده ارباب رجوع و سپس جمع اوری اطلاعات بیشتر در مورد سیستم های کشاورزی ، منابع ، اولویتها و نیازهای انها

-         کمک جهت تاسیس وپشتیبانی از تیم های تحقیق و ترویج در نظامهای زراعی FSR\E در هر محل یا منطقه خاص

-         افزایش تعداد و بهبود کارایی متخصصان موضوعی (SMS)  سازمان ملی ترویج جهت ارائه خدمات به این گروهها و ارباب رجوع مورد نظر

-         تقویت ظرفیت ارتباطات کشاورزیز در سطح ملی و منطقه ای به منظور پشتیبانی از راهبرد کلی ترویج

-         تشویق سازمان ترویج به منظور اختصاص منابع و فعالیتهای بیشتر در مورد محصولات غذایی اولویت دار ، به ویژه انگونه فعالیتهای اقتصادی مربوط به محصولات و دامهایی که برای کشاورزان زن و دیگر کشاورزان خرده پا حائز اهمیت است.

-         کمک به سازمان ترویج جهت پاسخگویی و براوردن نیازهای کلیه گروههای عمده ارباب رجوع در سطح کشور از طریق تشکیل کمیته مشورتی

-         تشویق و کمک به سازمان ترویج جهت تشکل کشاورزان کم درامد به ویژه زنان و دیگر گروههای محروم در سازمانهای کشاورزی فعال به منظور افزایش دسترسی انها به منابع تکنولوژیکی جدید.

 

هدف هر یک از موارد فوق ، بایستی بالا بردن توانایی و بهبود و افزایش عملکرد سازمان ترویج ملی باشد . منابع خارجی نباید به عنوان جایگزینی برای منابع ملی ، مورد استفاده قرار گیرد ، ونیز دخالت خارجی نباید موجب افزایش عمده در هزینه های ترویج ملی باشد ، به ویژه وقتی که چنین افزایش هایی ممکن است از نظر ایجاد نظام ترویج پایدار ، مفید و قابل بقا ، واقع گرایانه نباشد.

 

 

4- هماهنگی و ترتیب دقیق کمکهای فنی

دربیشتر کشورهای در حال توسعه ممکن است افراد زیادی درارتباط با تقویت ترویج ، کمک و همکاری نمایند. بنابراین لازم است که UNDP  با حکومتهای ملی وسازمان ترویج همکاری کند تا اطمینان حاصل کند که منابع UNDP  به خوبی هماهنگ شده و مصرف گردیده است. بخشی از این روند همکاری ممکن است به دولت کمک کند تا یک طرح کلی پیشرفت ترویج را بر اساس اولویت مشکلات موجود ارائه نموده و هماهنگی و ترتیب این سرمایه گذاریها را تعیین نماید.  ارائه یک طرح اصلی ، ترویج را قادر می سازد تا فعالیتهای پیشرفت را با اعطا کنندگان کمکها هماهنگ ساخته و در مورد تقسیم کار بر اساس منافع تطبیقی هر یک از سازمانهای خارجی ، توافق نماید ، UNDP  شاید بتواند با انجام یک تجزیه و تحلیل منظم از مشکلات و مونع سازمان ترویج ملی ، در این روند به دولتها کمک نماید و سپس از طریق همکاری یا برنامه ریزان دولتی یک طرح کلی پیشرفت برای ترویج تهیه دیده و مرتبا ان را مطابق روز تنظیم کند لذا تجربه ای که بایستی اموخته شود ، واضح است.

سرمایه گذاری در ترویج کشاورزی به منظور توسعه گسترده کشاورزی بایستی به صورت ضربتی انجام شود. این سرمایه گذاری ، عاقلانه ومنطقی است ، زیرا امنیت مواد غذایی کشور را تضمین می کند. اکثریت قریب به اتفاق یک میلیارد کشاورز موجود در جهان از اموزش ضعیف و ناچیز برخوردار هستند و در حد مصرف خود یا کمی بیش از ان ، محصول تولید می کنند. به منظور افزایش درامد ، بهره وری و کیفیت سطح زندگی انان ، خدمات ترویج بایستی بهبود و افزایش یابد.

مشکلات متعدد بوده و حل انها امکان پذیر نیست . اما با سرمایه گذاری صحیح و منطقی در ترویج کشاورزی می توان بر این مشکلات فائق امد. UNDP  می تواند با شناسایی و کمک به برطرف کردن مشکلات و موانع عمده ای که سبب می شود تا ترویج نتواند به خوبی به کشاورزان کوچک و محروم دسترسی داشته باشد ، در این مرحله با دولت ها و سازمان ترویج همکاری نماید. سرمایه گذاری ترویج کشاورزی جهت نیل به این هدف بسیار حائز اهمیت است .