منابع انسانی ترویج
برگرفته از کتاب ترویج کشاورزی ( دکتر محمود یوسفی ، دکتر محمد چیذری )
تعداد کافی پرسنل کاملا اموزش دیده ترویج که به خوبی پشتیبانی می شوند ، منبع اصلی جهت یک سازمان ترویج کشاورزی موفق محسوب می شوند. بدون داشتن چنین پرسنلی ، توانایی ترویج جهت برنامه ریزی واجرای برنامه های اموزشی منطقی و فعالیتهای مربوط به انتقال تکنولوژی ، به طور جدی محدود می شود.
طبق بررسی که در سال 1989 توسط فائو صورت گرفت بیش از 600000 نفر پرسنل ترویج در سرتاسر جهان وجود دارد ، که 90 درصد این تعداد متعلق به کشورهای درحال توسعه می باشند. در این بخش ، کفایت این منابع انسانی از چند جنبه مختلف از جمله پوشش کشاورزان ، سطح اموزشی و مسایل زنان مورد بررسی قرار می گیرد. مسایل دیگری از قبیل شرایط خدمت و پیشرفت تخصصی نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت. این جنبه ها و مسایل را می توان به منظور بررسی کفایت منابع موجود در یک سازمان ترویج ملی مورد استفاده قرار داد.
1- ارزیابی کفایت کارکنان ترویج :
به منظور ارزیابی کفایت پرسنل ترویج از چند شاخص می توان استفاده کرد. رایج ترین معیاری که مورد استفاده قرار می گیرد ، نسبت مروجان به کشاورزان یا نسبت مروجان به خانوارهای کشاورزی می باشد. در بررسی سال 1989 فائو اختلاف فاحشی در بین کشورها مشاهده گردید. نسبت مروجان به کشاورزان در کشورهای پیشرفته صنعتی تقریبا 1 به 400 بود ، در حالی که این نسبت در کشورهای در حال توسعه از 1 به 1800 تا 1 به 2900 نفر متغیر و به طور متوسط 1 مروج در مقابل 2400 کشاورز بود . به عبارت دیگر در کشورهای در حال توسعه ، تعداد مروجان نسبت به کشاورزان در مقایسه با کشورهای صنعتی پیشرفته در حدود 0/16 می باشد.
نسبتهای فعلی کشورهای در حال توسعه نشان می دهد که تعداد پرسنل ترویج خیلی کم و ناکافی است . به عنوان مثال ، ترویج T & V نشان دهنده ان است که به طور متوسط نسبت مروجان به خانواده های روستایی بایستی 1 به 800 باشد تا مقدار پرسنل ترویج جهت پوشش کشاورزان کافی باشد.اما می بایست توجه داشت که این توصیه فائو بر حسب خانوارهای روستایی می باشد ، نه بر اساس تعداد کشاورزان . بنابراین فاصله واختلاف بین نسبت واقعی ونسبت توصیه شده شاید چندان زیاد نباشد . ابزار یا مقیاس دیگری که پوشش ترویج را مورد ارزیابی قرار می دهد، تعداد مروجان ترویج نسبت به هکتار زمین قابل کشت می باشد. در بررسی 1989 فائو نسبتهای زیر به دست امده است :
اسیا واقیانوس ارام 1 مروج نسبت به 1075 هکتار ( بیشترین نسبت پوشش )
افریقا 1 مروج نسبت به 2245 هکتار
اروپا 1 مروج نسبت به 3719 هکتار
امریکای لاتین 1 مروج نسبت به 3989 هکتار
خاور نزدیک 1 مروج نسبت به 5403 هکتار
امریکای شمالی 1 مروج نسبت 19441 هکتار ( کمترین نسبت پوشش )
با توجه به نسبتهای فوق ، به نظر می رسد که پوشش ترویج در بیشتر کشورهای در حال توسعه جهان ، از نظر زمین قابل کشت ، کافی نمی باشد. این یافته ها نشان می دهد که اسیا یک مروج برای هر 10 کیلومتر مربع زمین قابل کشت و در افریقا ، یک مروج برای هر 22 کیلومتر زمین قابل کشت وجود دارد. لذا از نظر ملاحظات اقتصادی ، بیشتر کشورها در تامین پوشش بیشتر ناتوان هستند. اما فاکتورهای دیگری از قبیل روشهای مطلوب ترویجی ، استفاده از رسانه های گروهی ، حمل و نقل ، و تنوع محصولات کشاورزی ودامی می بایست به منظور کفایت پوشش ترویج مورد ملاحظه قرار گیرند. با وجود این ، جنبه دیگری که بایستی ملاحظه شود ، صلاحیت یا کیفیت کارکنان ترویج می باشد. روش کیفی که معمولا برای ارزیابی مورد استفاده قرار می گیرد ، سطح تحصیلات مروجین است. طبق بررسی سال 1989 فائو تقریبا 40 درصد مروجان در کشورهای در حال توسعه فقط دارای دیپلم دبیرستان می باشند، وبرخی نیز زیر دیپلم و در حقیقت فاقد دیپلم هستند ، حدود 33 درصد دارای مدرک فوق دیپلم و یا معادل ان هستند و تقریبا 4 درصد در حد لیسانس یا فوق لیسانس می باشند.
این اطلاعات نشان می دهند که 40 درصد پرسنل ترویج در کشورهای در حال توسعه ، و یا به عبارتی دیگر حدود 225000 مروج کشاورزی ، فاقد اموزش کافی فنی و ترویجی هستند. علاوه بر این در کشورهایی که سطح اموزش مروجین پایین است ، نسبت و کیفیت متخصصان موضوعی نیز پایین است . ئر نتیجه امکان این که ترویج بتواند نقش مهمی را در انتقال تکنولوژی ایفا نماید ، بسیار محدود است.
به طور مشخص بالا بردن کیفیت و دانش پرسنل ترویج در بیشتر کشورهای جهان بایستی از اولویت زیادی برخوردار باشد.
نسبت زنان نیز در بیشتر سازمانهای ترویج کشورهای جهان بسیار پایین است که به طور متوسط 13 درصد پرسنل ترویج سرتاسر جهان را دربر می گیرد. زنان زیادی به عنوان مدیران، متخصصان موضوعی و مروجان ترویج مورد نیاز می باشند تا ارتباط افزایش دسترسی به تکنولوژی مربوط به زنان کشاورز را کمک کند.
این نیاز بخصوص درافریقا ، جایی که زنان کشاورز نقش عمده ای را در تولید مواد غذایی ایفا می کنند ، بسیار حاد است. اما زنان فقط حدود 7 درصد پرسنل ترویج را تشکیل می دهند.
اخرین معیاری که می توان برای اندازه گیری کیفیت پرسنل به کار برد ، تعیین درصد متخصصان امر در سازمان ترویج و یا محاسبه تعداد متخصصان موضوعی نسبت به مروجان ترویج می باشد. همانطور که در بالا متذکر شدیم ، کشورهایی که از نظر کیفیت تخصص مروجان فقیر هستند ، دارای ضعیف ترین پرسنل پشتیبانی می باشند. به عنوان مثال ، در حالی که در کشورهای در حال توسعه گزارش کرده اند به طور متوسط 13 درصد پرسنل ترویج را متخصصان موضوعی تشکیل می دهند ، نسبت متخصصان به مروجان در اسیا 1 به 11/2 و در افریقا 1 به 13/6 می باشد. به علاوه بیشتر ایم متخصصان در سطح لیسانس هستند و طرفا به خاطر ارشدیت سمت منصوب شده اند ، نه به داشتن دانش و طلاحیت فنی . در حالی که در کشورهایامریکای شمالی و اروپا 20 درصد پرسنل ترویج را متخصصان موضوعی تشکیل می دهند که سطح فوق لیسانس و دکتری هستند و بالاترین درصد متخصصان نسبت به مروجان را نشان می دهد.
هریک از شاخص های تامین کننده یک مقیاس مفید جهت کمک به دسترسی به تعداد نفرات ، کیفیت و نحوه استقرار پرسنل ترویج می باشند. اما ترکیب این شاخص ها نشان دهنده ارزیابی مفید منابع انسانی و تامین کننده اطلاعاتی است که در طرح یک برنامه توسعه نیروی انسانی و تنظیم اولویتها ضروری می باشد.
2- ارتقاء صلاحیتهای شغلی و مهراتهای حرفه ای کارکنان ترویج :
پس از ارزیابی تعداد، کیفیت ونحوه استقرار پرسنل ترویج ، مرحله بعد ارائه طرحها و ایجاد اولویت جهت توسعه منابع انسانی می باشد. بنابراین باید تمایزی بین بالا بردن صلاحیتهای پرسنلی ترویج و افزایش شایستگی انها جهت انجام وظایف خودشان ، ایجاد شود.
بالا بردن صلاحیتهای پرسنل ترویج کلا به منزله ارتقای اموزش انها حداقل به یک سطح بالاتر ( مثلا سطح دیپلم به لیسانس ) می باشد. اما بالا بردن سطح اموزشی مستقیما به منزله بالا بردن عنلکرد شغلی نیست. زیرا برنامه های اموزشی به شغل اختصاص ندارد. بلکه دوره اموزشی ضمن خدمت یک روزه تا چند هفته ای به منظور ارتقای مهارتهای تخصصی و فنی پرسنل ترویج ضروری است . کشورهایی که اکثریت مروجان انها تنها دارای مدرک دیپلم متوسطه هستند ، سطح دانش انها هرچه سریعتر باید به سطح بالاتری ارتقا داده شود. لازم است که یک برنامه منطقی تنظیم شود تا به وسیله ان درصد مشخصی از پرسنل ترویج بتوانند هر ساله مرخصی 2 یا 3 ساله تحصیلی بگیرند تا قادر به افزایش صلاحیتهای فنی وتخصصی خود باشند. اما دستیابی به سطح اموزش فنی فوق دیپلم کشاورزی ممکن است با توجه به تقاضای زیاد روز افزون جوانان که علاقمند به ثبت نام در چنین برنامه عالی هستند ، محدود باشد. بنابراین ممککن است لازم باشد تا موسسات اموزشی عالی که مدارک فوق دیپلم کشاورزی یا بالاتر ارائه می نمایند ، تقویت شده و قبل از این که سازمان ترویج ودیگر موسسات کشاورزی بخواهند دانش پرسنل منتخب خود را ارتقا بخشند ، توسعه یابند.
به منظور ارزیابی ظرفیت اموزشی باید ، ظرفیت فعلی و حداکثر ظرفیت برای هر دوره اموزشی ، همچنین کیفیت و ارتباط برنامه های اموزشی ، مورد ارزیابی قرار بگیرد. تقسیم دانشجویان فعلی نیز از نظر جنسیت حائز اهمیت بوده و اقداماتی بایستی در جهت بالا بردن امکان دسترسی زنان به کلیه مقاطع و رشته های کشاورزی وزارت اموزش عالی ، صورت گیرد. برای بالا بردن ، ظرفیت اموزشی این موسسات ، دولتها بایستی سرمایه اولیه و هزینه های جاری و بعدی این موسسات را تعهد نماید. اگر چه منابع اعطایی را می توان به منظور تامین قسمت عمده هزینه های اولیه ، مصرف نمود ، اما بیشتر هزینه های جاری انها بر عهده دولت می باشد.
همچنین لازم است که تسهیلات ، تجهیزات و دیگر منابع اموزشی بیشتر این موسسات گسترش یابد تا اموزش مبتنی بر تجربه را تامین کنند. اعطا کنندگان کمکهای مالی کارهای زیادی را می توانند در راه بهبود کیفیت و ارتباط این برنامه های اموزشی انجام دهند.
دانش سرپرستان و متخصصان موضوعی ترویج نیز بایستی در بیشتر کشورها ارتقا یابد ، اما این وضعیت خیلی مساله برانگیز است. بیشتر سیستم های اموزشی از ورود دارای مدرک فوق دیپلم یا معادل به سطح اموزشی بالاتر ممانعت می کند. به عنوان مثال پرسنل ترویج که ممکن است معدل دیپلم انها کمتر از حد معینی باشد ، در دانشگاه پذیرفته نشوند و یا در صورت پذیرش واحدهای فوق دیپلم تخصصی انان که در ترویج گذرانده اند ، در دانشگاه محسوب نشود و بنابراین بایستی یا واحدهای دانشگاهی خود را مجددا با دانشجویان سال اول بگذرانند . در نتیجه بالا بردن سطح دانش این قبیل پرسنل ترویج بسیار پر هزینه خواهد بود.
نتیجه کلی این است که بیش از 75 درصد پرسنل ترویج در کشورهای در حال توسعه ممکن است نتوانند مهارتهای اموزشی خود را ارتقا دهند و بنابراین هیچگاه نمی توانند در سازمان ترویج به سطح عالی پیشرفت و ترقی برسند. این حقیقت خود مانعی در راه تقویت سازمانهای ترویج ملی محسوب می شود. زیرا اکثریت کارکنان ترویج تا دو دهه اینده بیشتر به خدمت خود در این سازمانها ادامه خواهند داد ، بدون این که اساسا بتوانند توانایی خود را در جهت انجام وظایف بهبود بخشند. اعاعطا کنندگان که به طور مستقیم این مسئله را گوشزد می نمایند.
همچنین می بایست توجه بیشتری به ارتقای سطح دانش و مهارتهای اموزش ضمن خدمت مبذول شود. اموزش معمولا توسط متخصصان موضوعی و متخصصان ارتباطات بر اساس روشهای ترویجی ارائه می شود. این اموزش را می توان طی یک یا دو هفته در کارگاهها و در زمان کمبود کار ، از طریق جلسات یکروزه ، ارائه نمود. جنبه مهم این اموزش ، بالا بردن حساسیت زنان می باشد که در بخش مسائل زنان به طور مفصل تشریح خواهد شد.
اولین مرحله در طراحی برنامه اموزش ضمن خدمت برای طبقه معینی از پرسنل ، تجزیه و تحلیل اختلافات موجود در بین مهارتها می باشد. این مرحله وقتی شروع می شود که هماهنگ کننده اموزش ضمن خدمت و متخصصان امر به منظور شناسایی مهارتها ، دانش و یا صلاحیتهای مروجان مختلف همکاری می نمایند. از این لیست صلاحیتهای ضروری ، می توان نمونه بارز کارکنان ترویج را استخراج نموده یا برای تعیین فاصله یا اختلاف عمده ای که بین مهارتها وجود دارد ، مورد استفاده قرار داد. انگاه ، این فاصله های موجود با اولویتهایی که به انها داده می شود ، یک برنامه سیستماتیک اموزش ضمن خدمت را تشکیل خواهد داد.
متخصصین امر برای این که در نقشهای اموزشی و پشتیبانی فنی خود موثر باشند ، می باید دارای یک برنامه فعال ازمایشی و نمایشی که توسط همکاران انها در بخش تحقیق انجام می شود ، باشند. همچنین انها از طریق این رابطه همکاری ، کلا می توانند از محققان درخواست کنن تا انان را در جلسات اموزشی یاری دهند.
بالا بردن ظرفیت اموزش ضمن خدمت سازمان ترویج خیلی اسانتر از گسترش ظرفیت اموزشی است ، زیرا فعالیتهای مربوطه و کارهای نمایش در مزرعه را نیز می توان با برنامه اموزش ضمن خدمت ادغام نمود. در اینجا اولویت بایستی به تقویت و تسهیل کار متخصصان امر داده شود. زیرا انها نقش اساسی را در ایجاد رابطه بین ترویج و تحقیق در تامین اموزش فنی ضمن خدمت و پشتیبانی ایفا می کنند. گرچه لازم است ، سطح اموزش متخصصان امر نیز ، ارتقا داده شود ، اما انها در مرحله اول می باید ، درباره توسعه ارتباط بکوشند و سپس فعالیت خود را بر روی تهیه مطالب اموزشی و وسایل کمک اموزشی ، ارتقا مهارتها و دانش مروجان سازمان ترویج کشاورزی ، متمرکز سازند.